التماست می کنم چشمان خود را باز کن

ای همه پشت و پناهم بَهرِ خود اعجاز کن

از نـفس افتاده ام جان علی حرفی بـزن

من به پایان آمدم خیـز و مرا آغـاز کن

از حسن هربار پرسیدم جوابش اشک بود

تـو بگو از کوچه و این راز را ابراز کن

می کِشد با گریه صورت بر کف پایت حسین

لااقل برخیز و این تشـنه لبت را ناز کـن

چند روزی می شود پیش تو من نامحرمم

پس بیا حالا که داری می روی رو باز کن

سینه ات مجروح مسمار و  پَـرِ  تو سوخته

با چنین بال و پـری  آرامـتر  پـرواز  کن

شاعر:نوید طاهری






برچسب ها :
سینه ات مجروح مسمار و پَـرِ تو سـوخته با چنین بال و پـری آرامتر پـرواز کن ,  نوید طاهری اشعار فاطمیه شعر شهادت حضرت زهرا (س) ,  التماست می کنم چشمان خود را باز کن شاعر نوید طاهری , 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1394 ساعت ساعت 12 و 02 دقیقه و 32 ثانیه | آخرین ویرایش در جمعه بیست و هشتم دیماه سال 1397 ساعت ساعت 15 و 59 دقیقه و 11 ثانیه