ای آن که نور عشق و شرف در جبین توست

روشن سرای دل زچراغ یقین توست

تو حمزه ای و آینه ی جان مصطفی

عشق و امید در همه جا همنشین توست

در یاری رسول خدا، جان دشمنان

آتش گرفته از نفس آتشین توست

مهر  رسول نور تو را برده سوی نور

این رشتۀ سعادت و حبل المتین توست

بر روی مرگ خنده زدی در شب وداع

تا گفت مصطفی که شب آخرین توست

ای سرو سربلند و سرافراز باغ دین

از چه به خاک غم ،سر شور آفرین توست

ازآن زمان که ریخته خونت به روی خاک

صحرای لاله زار احد شرمگین توست

ای مصحف عظیم رشادت ، شهادتت

حسن ختام و مطلع فصل نوین توست

از اشک فاطمه زدل خاک گل دمید

آن جا که زیر خاک تن نازنین توست

آمد احد«وفایی» وگفتا که این حریم

تصویری از شجاعت و عزم متین توست

 

سید هاشم وفائی



........................


دنیا مثال حمزه علمدار دیده؟ نه

پیغمبری شبیه تو غمخواردیده؟ نه

کوه احد زخویش قویتر ندیده بود

مانند تو امیرِ قلندر ندیده بود

وقتی که تو مدافع آزادگی شدی

روحِ شکوهِ مردی و مردانگی شدی

پس راستی برای پیمبر سپر شدی

روزی که ای به شیعه جگر! بی جگر شدی

مُثلِه شدن نصیب کسی میشود که او

سرتا به پا مطیعِ رسول است مو به مو

تو عاشق تمام عیار پیمبری

بی وقفه تحت پوشش فرمان حیدری

یک ذره هم ارادتِ اعدا نداشتی

بالاتر از اراده ی مولا نداشتی

آری تو عبد صالح درگاه ایزدی

تنها به نام فاطمه شمشیر می زدی

در صحنه ی نبرد ، علیِّ مجسمی

شیرخدا و شیر رسول مکرّمی

از بس که پاره پاره شد از تیغ تو ستم

شد پاره پاره پیکرت ای  صاحبِ علم

ای آنکه طعم نیزه و  خنجر کشیده ای

آیا تنِ امام به گودال دیده ای

حمزه! امامِ بی کفن آیا شنیده ای

یا طعم نیزه را به دهانت چشیده ای

آیا شده عدوی تو رَزّازی اَت کنند

یا چون سری بهانۀ یک بازی اَت کنند

آیا شده به نیزه شوی قاریِ سپاه

یاکه کنی ز نیزه عَلَم داریِ سپاه

آیا شده عمود به فرقت فرو رود

یا جای آب ، دشنه به حلقت فرو رود

حمزه!هنوز قوم جگرخوار، جانی اند

اما قسم به خون تو این قوم، فانی اند

 

محمود ژولیده


....................................


عشق هر جا رَود اثر دارد

ماجراها به زیر سر دارد

هر که باعشق رو به رو شد گفت:

عاشقی غالبا خطر دارد

عشق با اضطرار همراه است

آتشی داغ و شعله ور دارد

هر چه معشوق دلربا تر شد

عاشقانی گزیده تر دارد

بار عشق رسول را باید

یک نفر مثل "حمزه" بردارد

حمزه ی عاشق و علی باشند

مصطفی لشکری قدَر دارد

حمزه را سید شهیدان کرد

عاشقی اینچنین هنر دارد

جگر پاره پاره اش فهماند

عاشقی کار با جگر دارد

**

گرچه جسمش جدا جدا شده است

باز شکر خدا که سر دارد

خواهرش خوب شد نبود و ندید

فقط از ماجرا خبر دارد ...

کربلا هم نمایش عشق است

عشق هر جا رود اثر دارد

 

داود رحیمی


...............................


حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم

آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم

آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت

منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم

هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف

هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب

گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

در پی احیای دل کار مسیحا می کند

بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین

خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

شهر ری تا متکی بر آستان قدس تو است

تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم

نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند

دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم

چارمین نجل کریم اهل بیتی میتوان

هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم

طلعت نورانیت مرآت الله الصمد

طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم

مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام

آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"

چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین

هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

اینکه من امروز می گردم به دور تربتت

مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین

یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم

هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد

در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت

وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم

 

غلامرضا سازگار






برچسب ها :
اشعار شهادت حضرت حمزه سید الشهدا(ع) و حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) ,  سبک سینه زنی و اشعارشهادت حضرت حمزه سید الشهدا(ع) و حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) , 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 08 و 34 دقیقه و 14 ثانیه | آخرین ویرایش در پنجشنبه سی و یکم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 08 و 37 دقیقه و 25 ثانیه