تبلیغات

وبلاگicon
http://www.gharibmadine.ir/google50c623b70dd80a90.html ; حـــســـنـــــیــــه غـریب مدیـنـه تـهـران - مطالب بانک اشعار آئینی
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

حـــســـنـــــیـــــه غــــــــــریــــــــب مدیـــــنــــه تــــهــــران
سخنران:استاد علی عامری
مداحان کربلایی وحیدطاهری
و کربلایی نویدطاهری
میعادگاه:
خیابان شهیدان حسنی(قلعه مرغی)انتهای کوچه شهید راسخ دست چپ،پلاک ۲٨
حسنیه غریب مدینه تهران
دوشنبه شب ها ساعت20:30
www.gharibmadine.ir
این وبلاگ در صدد این است که مقالات،حکایات،روایات،احکام ودستورات واقعی دین اسلام ،همراه بابررسی موضوعات اجتماعی،اخلاقی،سیاسی وخانواده راباشیوه ای جالب، دراختیارهمگان قرارداده ،بلکه بتوانیم درجهت تنویر افکارعمومی ونمایش جلوه هایی ازاسلام ناب قدمی برداریم.به همین دلیل خودراازنظرات وانتقادات شماعزیزان بی نیاز نمی دانیم.
التماس دعا
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
پخش زنده حرم ها
پخش زنده حرم
کاربردی
ابر برچسب ها

ای آن که نور عشق و شرف در جبین توست

روشن سرای دل زچراغ یقین توست

تو حمزه ای و آینه ی جان مصطفی

عشق و امید در همه جا همنشین توست

در یاری رسول خدا، جان دشمنان

آتش گرفته از نفس آتشین توست

مهر  رسول نور تو را برده سوی نور

این رشتۀ سعادت و حبل المتین توست

بر روی مرگ خنده زدی در شب وداع

تا گفت مصطفی که شب آخرین توست

ای سرو سربلند و سرافراز باغ دین

از چه به خاک غم ،سر شور آفرین توست

ازآن زمان که ریخته خونت به روی خاک

صحرای لاله زار احد شرمگین توست

ای مصحف عظیم رشادت ، شهادتت

حسن ختام و مطلع فصل نوین توست

از اشک فاطمه زدل خاک گل دمید

آن جا که زیر خاک تن نازنین توست

آمد احد«وفایی» وگفتا که این حریم

تصویری از شجاعت و عزم متین توست

 

سید هاشم وفائی



........................


دنیا مثال حمزه علمدار دیده؟ نه

پیغمبری شبیه تو غمخواردیده؟ نه

کوه احد زخویش قویتر ندیده بود

مانند تو امیرِ قلندر ندیده بود

وقتی که تو مدافع آزادگی شدی

روحِ شکوهِ مردی و مردانگی شدی

پس راستی برای پیمبر سپر شدی

روزی که ای به شیعه جگر! بی جگر شدی

مُثلِه شدن نصیب کسی میشود که او

سرتا به پا مطیعِ رسول است مو به مو

تو عاشق تمام عیار پیمبری

بی وقفه تحت پوشش فرمان حیدری

یک ذره هم ارادتِ اعدا نداشتی

بالاتر از اراده ی مولا نداشتی

آری تو عبد صالح درگاه ایزدی

تنها به نام فاطمه شمشیر می زدی

در صحنه ی نبرد ، علیِّ مجسمی

شیرخدا و شیر رسول مکرّمی

از بس که پاره پاره شد از تیغ تو ستم

شد پاره پاره پیکرت ای  صاحبِ علم

ای آنکه طعم نیزه و  خنجر کشیده ای

آیا تنِ امام به گودال دیده ای

حمزه! امامِ بی کفن آیا شنیده ای

یا طعم نیزه را به دهانت چشیده ای

آیا شده عدوی تو رَزّازی اَت کنند

یا چون سری بهانۀ یک بازی اَت کنند

آیا شده به نیزه شوی قاریِ سپاه

یاکه کنی ز نیزه عَلَم داریِ سپاه

آیا شده عمود به فرقت فرو رود

یا جای آب ، دشنه به حلقت فرو رود

حمزه!هنوز قوم جگرخوار، جانی اند

اما قسم به خون تو این قوم، فانی اند

 

محمود ژولیده


....................................


عشق هر جا رَود اثر دارد

ماجراها به زیر سر دارد

هر که باعشق رو به رو شد گفت:

عاشقی غالبا خطر دارد

عشق با اضطرار همراه است

آتشی داغ و شعله ور دارد

هر چه معشوق دلربا تر شد

عاشقانی گزیده تر دارد

بار عشق رسول را باید

یک نفر مثل "حمزه" بردارد

حمزه ی عاشق و علی باشند

مصطفی لشکری قدَر دارد

حمزه را سید شهیدان کرد

عاشقی اینچنین هنر دارد

جگر پاره پاره اش فهماند

عاشقی کار با جگر دارد

**

گرچه جسمش جدا جدا شده است

باز شکر خدا که سر دارد

خواهرش خوب شد نبود و ندید

فقط از ماجرا خبر دارد ...

کربلا هم نمایش عشق است

عشق هر جا رود اثر دارد

 

داود رحیمی


...............................


حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)-مدح

 

ای به شهر ری مزارت رشک جنات النعیم

آیت عظمای حق نجل الحسن عبدالعظیم

آفتاب فاطمه چشم و چراغ اهل بیت

منشأ فضل و کرامت صاحب لطف عمیم

هم شریف ابن شریف ابن شریف ابن شریف

هم کریم ابن کریم ابن کریم ابن کریم

قبلۀ دل کعبۀ اهل ولایی نی عجب

گر زند بیت الحرامت بوسه بر خاک حریم

در پی احیای دل کار مسیحا می کند

بامدادی گر وزد از تربت پاکت نسیم

زائر قبر تو یعنی زائر قبر حسین

خادم کوی تو یعنی خادم حجر و حطیم

شهر ری تا متکی بر آستان قدس تو است

تا قیامت نیستش از فتنۀ بیگانه بیم

نی عجب گر سائل درگاهت از احسان کند

دامن طفل یتیمی را پر از در یتیم

چارمین نجل کریم اهل بیتی میتوان

هشت جنت را ببخشایی به شیطان رجیم

طلعت نورانیت مرآت الله الصمد

طاق ابروی تو بسم الله رحمان الرحیم

مظهر توحیدی و در بیت دل داری مقام

آفتاب عرشی و در شهر ری گشتی مقیم

شاهراه زائرت "انا هدیناه السبیل"

چل چراغ تربتت شمع صراط المستقیم

بر مشام جان دهد در هر نفس عطر حسین

هر کجا آرد نسیم از تربت پاکت شمیم

اینکه من امروز می گردم به دور تربتت

مرغ جانم زائر کوی تو بوده از قدیم

دست من گر کوته است از مرقد پاک حسین

یافتم از تربتت اینجا همان فوز عظیم

هر که در این سرزمین بر خاک تو صورت نهاد

در ثواب زائران کربلا گردد سهیم

خورده از اول دل «میثم» گره بر مرقدت

وصل اجداد تو خواهد از خداوند کریم

 

غلامرضا سازگار






برچسب ها :
اشعار شهادت حضرت حمزه سید الشهدا(ع) و حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) ,  سبک سینه زنی و اشعارشهادت حضرت حمزه سید الشهدا(ع) و حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) , 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 09 و 34 دقیقه و 14 ثانیه | آخرین ویرایش در پنجشنبه سی و یکم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 09 و 37 دقیقه و 25 ثانیه

دارد به جرم گفتن تکبیر تاوان می دهد

مظلوم حین جنگ با تزویر تاوان می دهد

امروز باید تیغ را بیرون در آورد از نیام

فردا وگرنه تیغۀ شمشیر تاوان می دهد

قومی که مولا دوست است ام ابیها دوست است

دارد به جرم عشق در زنجیر تاوان می دهد

تکلیف یاری کردن مستضعفین عالم است

این مصلحت اندیشی تدبیر تاوان می دهد

هیهات منا الذله را گفتیم پس سر می دهیم

هر کس که با ظالم شود درگیر تاوان می دهد

خوردند سیلی در حلب گشتند مغلوب یمن

تحقیر استکبار را کشمیر تاوان می دهد

خون های شیعه ریخته شد آه ، عَجّل منتقم

شیعه میان غربتی دلگیر تاوان می دهد

 

محمد جواد پرچمی



غمگین مباش ای هم‌نفس که همدمی نیست

عشق علی در سینه‌ات جرم کمی نیست

بر پیکر ما باز زخم تازه‌ای هست

زخمی که بر آن تا قیامت مرهمی نیست

وقتی که همراز تو سرالله باشد

دیگر چه باک از این که دل را محرمی نیست

با «اَنتم الاَعلون»* غربت را به سر کن

کو آن که می‌گوید دلیل محکمی نیست

سرمشق ما همواره ذکر یا حسین است

تا هم‌رکاب ماست عشق او غمی نیست

هم‌صحبت دریا اگر باشد چه حاصل

چشمی که از اندوه تو بر آن نَمی نیست

***

* «و لا تَهِنوا و لا تَحزنوا و اَنتم الاَعلون اِن کنتم مومنین»

سوره آل عمران آیه ۱۳۹

 

حجت الاسلام سید علیرضا شریفی




امام زمان(عج)-محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر

 

بی تو ای یوسف زهرا زهمه سیر شدم

از غم هجر تو یک عمر زمینگیر شدم

یمن و سوریه و شام و عراق از یکسو

حال ماتم زدۀ شیعۀ کشمیر شدم

 

زهیر سازگار






برچسب ها :
امام زمان(عج)-محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر ,  محکومیت ظلم به مسلمانان کشمیر. و محکومیت فرقه های داعش . وهابیت.و تکفیری ها , 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 09 و 26 دقیقه و 56 ثانیه | آخرین ویرایش در پنجشنبه سی و یکم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 09 و 34 دقیقه و 01 ثانیه

برای دریافت


اشعار مدح و شهادت   امیر المومنین(ع)


به ادامه مطلب مراجعه کنید...




برچسب ها :
شب 21 و 23 و 19 قدر اشعار آئینی ,  اشعار مدح و شهادت امیر المومنین(ع) ,  امشب شب سقایی یعسوب دین است ,  گره گشای دو عالم گره به ابرو داشت ,  ﻋﻠﯽ از ﭘﺎ اﻓﺘﺎد ﺧﺒﺮ زﺧﻢ ﺳﺮش ورد زﺑﺎن ﻫﺎ اﻓﺘﺎد ,  اشعار شهادت بستر ضربت امیر المومنین علی (ع) رمضان 1395 اشعار جدید وسبکهای سینه زنی نوحه وشور حضرت علی , 

نوشته شده در شنبه پنجم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 10 و 34 دقیقه و 29 ثانیه | آخرین ویرایش در شنبه پنجم تیرماه سال 1395 ساعت ساعت 11 و 57 دقیقه و 07 ثانیه

سنگدل ها بی امان برگ و برم را می زدند

پشت در ناباورانه باورم را می زدند

لرزه بر جان همه اهل حرم افتاده بود

لحظه ای که با لگد درب حرم را می زدند

پیش چشمم شعله بر باغ و بهار من زدند
غنچه ام پرپر شد و نیلوفرم را می زدند

مصحف پیغمبرم در شعله ها افتاده بود
جزء جزء و آیه آیه کوثرم را می زدند

ماجرای کوچه و بازار از یادم نرفت
دستهایم بسته بود و همسرم را می زدند

یک نفر با تازیانه دیگری هم با غلاف
با تمام زور و بازو دلبرم را می زدند

از خجالت این سرم را بر زمین انداختم
با که گویم دختر پیغمبرم را می زدند

می پرد هر شب حسن از خواب می گوید پدر
خواب میدیدم دوباره مادرم را می زدند

******

آتش این خانه تا کرب و بلا هم می رسد
بر دل صد چاک زینب باز هم غم می رسد

دخترانت ، فاطمه ارثیه از تو می برند
هر که هم نام تو شد سیلی به رویش می زنند

بارالها جان حیدر زین سخن بر لب رسد
روزگاری شعله ها بر دامن زینب(س) رسد

اهل بیت مصطفی را بر اسارت می برند
دختر شیر خدا را با جسارت می برند

نوید طاهری





برچسب ها :
نوید طاهری اشعار آئینی شهادت حضرت زهرا(س) فاطمیه دوم 1394 شعر بستر حضرت زهرا(س) ,  شعر بعد از شهادت حضرت فاطمه(س) ,  سنگدل ها بی امان برگ و برم را می زدند پشت در ناباورانه باورم را می زدند لرزه بر جان همه اهل حرم افتاده بود لحظه ای که با لگد درب حرم را می زدند پیش چشمم شعله بر باغ و بهار من زدند غنچه ام پرپر شد و نیلوفرم را می زدند مصحف پیغمبرم در شعله ها افتاده بود جزء جزء و آیه آیه کوثرم را می زدند ماجرای کوچه و بازار از یادم نرفت دستهایم بسته بود و همسرم را می زدند یک نفر با تازیانه دیگری هم با غلاف با تمام زور و بازو دلبرم را می زدند از خجالت این سرم را بر زمین انداختم با که گویم دختر پیغمبرم را می زدند می پرد هر شب حسن از خواب می گوید پدر خواب میدیدم دوباره مادرم را می زدند ****** آتش این خانه تا کرب و بلا هم می رسد بر دل صد چاک زینب باز هم غم می رسد دخترانت ,  فاطمه ارثیه از تو می برند هر که هم نام تو شد سیلی به رویش می زنند بارالها جان حیدر زین سخن بر لب رسد روزگاری شعله ها بر دامن زینب(س) رسد اهل بیت مصطفی را بر اسارت می برند دختر شیر خدا را با جسارت می برند نوید طاهری , 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفندماه سال 1394 ساعت ساعت 10 و 41 دقیقه و 40 ثانیه | آخرین ویرایش در شنبه پانزدهم اسفندماه سال 1394 ساعت ساعت 10 و 28 دقیقه و 03 ثانیه

التماست می کنم چشمان خود را باز کن

ای همه پشت و پناهم بحر خود اعجاز کن

از نـفس افتاده ام جان علی حرفی بـزن

من به پایان آمدم خیـز و مرا آغـاز کن

از حسن هربار پرسیدم جوابش اشک بود

تـو بگو از کوچه و این راز را ابراز کن

می کِشد با گریه صورت بر کف پایت حسین

لااقل برخیز و این تشـنه لبت را ناز کـن

چند روزی می شود پیش تو من نامحرمم

پس بیا حالا که داری می روی رو باز کن

سینه ات مجروح مسمار و  پَـرِ  تو سوخته

با چنین بال و پـری  آرامـتر  پـرواز  کن

شاعر:نوید طاهری






برچسب ها :
سینه ات مجروح مسمار و پَـرِ تو سـوخته با چنین بال و پـری آرامتر پـرواز کن ,  نوید طاهری اشعار فاطمیه شعر شهادت حضرت زهرا (س) ,  التماست می کنم چشمان خود را باز کن شاعر نوید طاهری ,  التماست می کنم چشمان خود را باز کن ای همه پشت و پناهم بحر خود اعجاز کن از نـفس افتاده ام جان علی حرفی بـزن من به پایان آمدم خیـز و مرا آغـاز کن از حسن هربار پرسیدم جوابش اشک بود تـو بگو از کوچه و این راز را ابراز کن می کِشد با گریه صورت بر کف پایت حسین لااقل برخیز و این تشـنه لبت را ناز کـن چند روزی می شود پیش تو من نامحرمم پس بیا حالا که داری می روی رو باز کن سینه ات مجروح مسمار و پَـرِ تو سوخته با چنین بال و پـری آرامـتر پـرواز کن شاعر:نوید طاهری , 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1394 ساعت ساعت 11 و 02 دقیقه و 32 ثانیه | آخرین ویرایش در چهارشنبه بیست و هشتم بهمنماه سال 1394 ساعت ساعت 11 و 16 دقیقه و 35 ثانیه

علی اکبر لطیفیان :

قصد کرده است از وطن برود

پنجمین رکن پنج تن برود

این حسین است که غریب شده

کاش می شد که با حسن برود

او به هر حال می شود عریان

چه نیازی ست با کفن برود!

هر چه کردند جان معجر من

نگذاری که پیرهن برود

قسمت می دهم اجازه نده

شمر با پا روی بدن برود

نگذاری که نیزه کندی

جای پهلوش بر دهن برود

نکند بی حسین برگردی

نکند آبروی من برود

برای دریافت کامل اشعار به ادامه مطلب مراجعه فرمایید ....





برچسب ها :
اشعار ویژه حرکت کاروان اباعبدالله (ع) از مدینه ,  اشعار خروج کاروان از مدینه به مکه ,  سبک های حرکت کاروان از مدینه به مکه ,  وحیدطاهری ,  کاروان ابا عبدالله(ع) ,  اشعار حرکت کاروان امام حسین(ع)علی اکبر لطیفیان استاد سازگار حسنیه غریب مدینه تهران ,  اشعار نوید طاهری حرکت کاروان امام حسین(ع) از مدینه به سمت مکه , 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشتماه سال 1394 ساعت ساعت 16 و 45 دقیقه و 26 ثانیه | آخرین ویرایش در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشتماه سال 1394 ساعت ساعت 16 و 56 دقیقه و 39 ثانیه


تعداد صفحات : 22

 | 1 |  2 |  3 |  4 |  5 |  6 |  7 |  ... |